تبليغاتX
.::باغ بلور::.
زمان می گذره ... 
 

به نام خدا

      قرار بود این مطلبی رو که می خونید یه چیز دیگه باشه ...یعنی یه مطلب دیگه درباره یه  موضوع دیگه ...ولی ...ولی ...خیلی وقته که هربار اومدم سراغ وبلاگم تا اون مطلب رو بنویسم ،یه  چیزی مانع می شد ، یه چیزی نمیگذاشت ... تا اینکه بالاخره امروز یکسری اتفاقاتی افتاد و من رو متوجه یه چیزایی کرد که منجر شد خط فکری ام به طور کامل متحول بشه ..یه چیزایی که باعث شد شما امروز این مطلب رو بخونید....

می دونید  ما آدمها ذاتا پستیم ، یعنی در خوش بینانه ترین حالت ،پاکترینمون هم پسته .خیلی تعجب نکنید.   می دونید خدا یه جایی که درست یادم نیست گفته : ای بنده من ؛ وقتی که تو به درگاه من رو می آری و   شروع به عبادت میکنی آنچنان غرق و محو عبادت کردن تو می شوم و به تو توجه می کنم که گویی همین یک بنده را دارم ، اما تو آنقدر از من گریزان و غافلی که گویی چندین خدا داری ...

این حرف کاملا برای من قابل لمس و درکه ... همیشه آنقدرحواسم به این دنیای لعنتی و سرگرمی هاش گرمه (دقیقا مثل پینوکیو که غرق بازی تو شهر بازی شد که آخر بازی تازه متوجه شد خر شده ) که مطمئنم هیچ وقت حتی آخربازی هم متوجه نمی شم که چی به سرم اومده ....

به نام خ


متن كامل

|+|
يادداشتي از آزاد --- یکشنبه شانزدهم بهمن 1384 --- ساعت 16:43
http://www.tehranwebs.ir/