تبليغاتX
.::باغ بلور::.
 

يكي از دوستان نزديكم يه دوست داره كه مسيحيه و رابطه بسيار نزديكي با هم دارن و از لابلاي حرفهاش مشخصه كه نسبت به دين مسيحيت حس خوبي داره.

امروز با بچه ها درباره اسلام و شرايط مسلماني حرف مي زديم. دوستم هيچ حسي نسبت به دينش نداشت و گفت: بدم نميومد اگه مسيحي بودم. وقتي دليلش رو پرسيدم در جواب حرفهاي جالبي زد. او مسيحيت رو به واسطه دوستش بيشتر از اسلام شناخته و اين شناخت به جايي رسوندش كه حاضره مسيحي بشه.

نكته جالبيه بيشتر ما در مورد دينمون به غير از يكسري جزييات چيزي نميدونيم چه برسه به اينكه بخواهيم مبلغهاي خوبي هم براش باشيم.

گاهي اوقات فكر ميكنم اگه مسلمونها بواسطه عدم تنظيم خانواده جمعيتشون زياد نشده بود احتمالا الان ديگه نسلشون منقرض شده بود.

اصل دين اسلام بجز مهرباني، زيبايي و خوبي چيز ديگه اي نيست ولي برخي با تند رويي هاشون اينقدر اين دين رو سخت كردن كه خيلي ها ازش دور بشن

راستي تو چقدر درباره دينت ميدوني؟

|+|
يادداشتي از آزاد --- چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385 --- ساعت 17:59
 
امروز روز ميلاد مهدي موعود است باشد كه بيايد و ميلادي ديگر برايمان رقم بزند


گفتم كه روي ماهت از من چرا نهان است؟ گفتا تو خود حجابي ورنه رخم عيان است

گفتم كه از كه پرسم جانا نشان كويت؟ گفتا نشان چه پرسي آن كوي بي‌نشان است

گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادماني است گفتا كه در ره ما غم نيز شادمان است

گفتم كه سوخت جانم از آتش نهانم گفت آنكه سوخت او را كي ناله و فغان است

گفتم فراق تا كي؟ گفتا كه تا تو هستي گفتم نفس همين است گفتا سخن همان است

گفتم كه حاجتي هست گفتا بخواه از ما گفتم غمم بيفزا گفتا كه رايگان است

و...

انتظار فرجت افضل طاعات خداست بولاي تو كه اينكار اساس دين است

گرچه از ديده ناقابل ما پنهاني محفل از بوي دلاويز تو عطرآگين است



|+|
يادداشتي از آزاد --- شنبه هجدهم شهریور 1385 --- ساعت 13:18
 

لذتی نمی برم این روزها

نه از سرودن شعری

نه از زدن سازی

نه از هیچ

دیگر چه فرق می کند

این روزهای لجن گرفته را

تنها در اندیشه هایی قدم زنم که تو در آنها هستی

 تو که نشسته ای زیر سایه ی مرگ

گاهی فقط چرخ می خوری

- شاید بشود رفت از این دایره بیرون -

 

|+|
يادداشتي از آزاد --- چهارشنبه هشتم شهریور 1385 --- ساعت 18:1
http://www.tehranwebs.ir/