من خواب دیدهام که کسی میآید
من خواب یک ستاره قرمز دیدهام
و پلک چشمم هی میپرد
و کفشم هی جفت میشود
و کور می شوم
اگر دروغ بگویم
کسی میآید
کسی دیگر
کسی بهتر
کسی که مثل هیچ کس نیست
و مثل آن کسی است که باید باشد
و قدش از درختهای خانه معمار هم بلندتر است
و صورتش
از صورت همه روشن تر
و میتواند
تمام حرفهای سخت کتاب کلاس را
با چشمهای بسته بخواند
من پلههای پشت بام را جارو کردهام
و شیشههای پنجره را هم شستهام
کسی میآید
و شربت سیاه سرفه را قسمت میکند
سهم ما را هم میدهد
من خواب دیدهام ...
**
*پ.ن۱: اين روزها مدام كابوس مي بينم. خواب هاي عجيب و غريبي كه همان فرصت كوتاه كندن از اين زندگي را هم از من گرفته اند.
*پ.ن.۲: من خواب ديده ام كه كسي مي آيد...
*پ.ن.۳: فكر مي كردم كه تو اولين پست امسالم سال نو رو تبريك مي گم ولي از بس كه اين روزها دلم گرفته حوصله اي براي گفتن تبريك ندارم!
*پ.ن.۴: تو مسافرت نوروزي امسال فكر مي كردم خيلي بهم خوش مي گذره ولي بدترين و تلخ ترين مسافرت عمرم بود...


