ديشب فيلم اخراجي هاي ۲ ساخته مسعود ده نمكي ساعت ۲۱:۳۰ در سينما فلسطين اكران شد و ما هم قيد تولدمون رو زديم و با دوستان راهي سينما شديم و منتظر مانديم تا ببينيم ده نمكي در دومين اثر بلند خود چه كرده و چه آسي را رو مي كند تا مانند اخراجي هاي ۱ گيشه ها را با ركوردشكني بي نظيري از آن خود كند.
اما به نظرم در فيلم اخراجي هاي ۲، يك مشت بازيگر بفروش دور هم جمع شده اند و محوريت آن هم روي تكه پراني هاي بي مزه اكبر عبدي، محمد رضا شريفي نيا، امين حيايي و ارژنگ امير فضلي بود كه جواد رضويان و شهره لرستاني هم به آنها اضافه شده بودند و واقعا شورش درآمده بود.
فيلمنامه هم كه روي هوا بود. يك داستان مسخره بي مزه كه امكان رخ دادن آن يك در ميليون است و تازه اول فيلم هم كلي اصرار شده بود كه چنين واقعه اي قابل رخ دادن است.
البته امكان دارد برخي از خوانندگان فكر كنند كه من هم جزو كساني هستم كه در مقابل ده نمكي موضع دارم و او را جزو كارگردان ها نمي دانم. البته اين طور نيست و اگر هر فرد ديگري جز ده نمكي هم اين فيلم را مي ساخت من اين ايرادات را بر آن وارد مي دانستم. ضمن اينكه همه كارگردان هاي پر آوازه هم از ابتدا حرفه اي و بي غلط كار نمي كرده اند. هرچند كه در سينماي ما هنوز كارگردان پر غلط زياد است.
اما بحث ده نمكي با ساير كارگردان ها متفاوت است. او كه از همان ابتدا مدعي وارد ميدان شد و دست روي مقوله مهمي گذاشت (شوخي با مسائلي كه يك عمر حداقل در ايران مقدس و اسطوره بوده اند) بايد حواسش را جمع مي كرد كه در چه راهي قدم مي گذارد و هدفش از اين كار چيست؟
او كه به نوعي خواسته خط قرمزها را بشكند بايد به اين نكته هم توجه مي كرد كه نسلي پاي فيلم هاي او مي نشيند كه هيچ چيز از دوران جنگ را نديده و به ذهنش نسپرده است و هر آنچه او به عنوان بخشي از مستندات دوران جنگ به خورد ذهن اين طفل معصوم ها مي دهد در آينده بخشي از تاريخ اين دوران را در ذهن آنها شكل مي دهد.
او در اين فيلم توجه نكرده كه آنقدر نمك طنز به اين فيلم زده كه مسائل مهم و جدي در لابه لاي آن رنگ باخته اند. مثلا در سكانسي كه همه اسرا را در قبر دفن مي كنند و تنها سر آنها بيرون مي ماند بخشي است بسيار دردناك و تاثربار كه در ضمن واقعي هم هست، ده نمكي اين درام حقيقي دردناك را لابه لاي شوخي هاي رنگ و رو رفته ارژنگ امير فضلي و ... پنهان مي كند.
ده نمكي مخاطب خود را به حواشي بي نمك سوق مي دهد و مسائل كليشه اي و دست چندم را در قالب شعارهايي مستقيم به خورد مخاطبان خود مي دهد تا واقعا فكر كنند كه اسراي بي نواي ما تنها غصه شان چند نخ سيگار بوده و براي رقصيدن با آواز واويلا ليلي له له مي زده اند. اينكه تمام اسراي قبلي يك اردوگاه همه افراد دست و پا چلفتي بوده اند كه رسول (حسام نواب صفوي) قيصر وار با آنها برخورد مي كند و با يكي به نعل زدن و يكي به ميخ زدن روزگار خود را سپري مي كند و مابقي اسرا نيز گاگول هايي بيش نيستند كه با آمدن اخراجي ها متحول مي شوند خيلي خنده دار است.
در كنار آن بگذاريد شوخي هاي بي مزه شهره لرستاني در قالب زن حاجي و رخ داد هواپيما ربايي را.
اينكه در آخر تمام فك و فاميل هاي اخراجي ها سر از عراق در ميآورند و اسرا جو گير مي شوند و با هم سرود اي ايران را كه آن هم تازه به جا مانده از دوران طاغوت است را سر مي دهند يعني ده نمكي روي هوا اين فيلم را ساخته.
اخراجي هاي داستان ده نمكي آن قدر بي مرام و بي معرفت هستند كه مجيد سوزوكي را به سرعت از ياد مي برند و زجه هاي مادري دردمند كه فرزند خود را از دست داده در ميان عشوه ها و چشم و ابروي پر از رنگ و لعاب نگار فروزنده و نيوشا ضيغمي گم مي شود و اين نقطه اي است كه آدم مثل جواد رضويان متهوع و دلزده مي شود از اين همه نقص و ايراد در فيلمي كه كارگردان آن ساخت قسمت سوم را هم در سر مي پروراند.
ده نمكي يادش رفته كه وقتي براي اولين بار خواست اخراجي ها را بسازد همه عليه او قيام كردند و به سمتش نشانه رفتند كه تو بلد نيستي فيلم بسازي. اما او ساخت و علي رغم ايرادهايي كه بر آن فيلم هم وارد بود توانست فروش ميلياردي را از آن خود كند و به همه كساني كه عليه او متحد شده بودند بفهماند كه مي تواند فيلم بسازد ... آن هم از نوع پر فروشش.
همين نكته باعث مي شود تا در قسمت دوم انتظارمان را از ده نمكي دوبرابر كنيم و با توقع بيشتري پاي فيلمش بنشينيم. اما زهي خيال باطل. چون در نسخه دوم فيلم هيچ چيز جديد و جذابي وجود ندارد كه ده نمكي آن را رو كرده باشد.
او كه در چنين راه پر پيچ و خمي قدم برمي دارد كه سواي ساختن فيلمهاي عاشقانه گيشه پسند است و واقعا مي خواهد بخشي از آنچه در تاريخ جنگ تحميلي ايران اتفاق افتاده را به تصوير بكشد، بايد در قدم اول از مشاوران قدرتمندي استفاده كند. هم در عرصه نوشتن فيلمنامه و هم در عرصه ساختار و تكنيك تا فيلمش با چنين اشكالات اساسي روبه رو نشود.
او كه مي داند با اخراجي هاي يك معادلات اجنبي ها را در خاورميانه برهم زده چرا در ساختن اخراجي هاي ۲ اينقدر سر به هوايي كرده؟
البته مي دانم كه مردم با ديدن آن مي خندند، اما خودمانيم چيزي هم كه به درد بخورد دستگيرشان مي شود؟
من كه هيچ چيز از ديدن اين فيلم عايدم نشد. نه اينكه خيال كنيد به دنبال پيامي در ان مي گشتم... نه... حتي شوخي هاي فيلم هم خنده دار نبود... با ديدن اخراجي هاي ۲ هيچ چيز از ده نمكي ياد نگرفتم...


